تبليغاتX
مطالب جالب -


مطالب جالب

سربازی من :
 

* * * ((پدافند هوایی سمنان ))* * *

 

در دروازه سمنان رسیدم صدای طبل و شیپور رو شنیدم


به خود گفتم كه این طبل نظام است دو سال شخصی گری بر من حرام است


نگو سمنان بگو زندان هارون همه دور و برش دشت و بیابون


الا سمنان كه خاكش شوره زار است غذای پادگانش ذهر مار است


به خط كردند تراشیدند سرم را لباس آشخوری كردند تنم را


گروهبانان مرا بیچاره كردند لباس شخصی ام را پاره كردند


نگو سمنان بگو سنگ بیابون نگو ارشد بگو گرگ بیابون


از آن روزی كه نخوردم قند و چایی شدم سرباز نیروی هوایی


نگو سمنان بگو ویرانه غم نگهبانی زیاد و مرخصی كم

لباس سربازی فانوسخه داره دل سرباز هزار تا غصه داره

 

سر پست نگهبانی خوابم آمد محبت های مادر یادم آمد

 

خوشا روزی كه من 5 ساله بودم درون كوچه ها آواره بودم


چرا مادر مرا 20 ساله كردی درون پادگان آواره كردی


بسوزد آنكه سربازی به پا كرد تمام مادران راچشم به راه كرد


از آنروزی كه سربازی بنا شد ستم بر ما نشد بر دختران شد


كلاغ پر میبرن كاسه به دندان برای دادن یك تكه نان


بدو رو میبرن ما را به میدان پا مرغی می آرن ما را به گردان


درخت پادگان رنگ بلوره قدم آهسته تو میدان بزوره


بسوزد پادگان این هوایی بیگاریش كرده است ما را فراری


به من گفتند كه سربازی 2 سال است

ندانستم كه هر روزش 2 سال است

 

نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 11:39 توسط Tapesh| |


Design By : Night Skin